خرید بک لینک
به اون که ما رو آفرید سوگند؛ به اون که ما رو نیافرید سوگند، به اونکه مخلوقاتی زیباتر از ما انسان ها رو آفریده سوگند، به آن الاغ فهمالو در رشته یونجه شناسی سوگند، به اون کس که به خاطر شرف و ناموسش دوازده سال رو کشیده سوگند، به پسری آلوده که تنها یک بار به خاطر رفتن کمی پاک کننده به درون چمشهایش گریه کرد سوگند، به کارگردانی که فقط یک گلوله در فیلمش شلیک شد سوگند، به کارگردانی که برای رضای خدا پا برهنه پیاده تا خانه دوید سوگند، به جوانی که سی و دو دوبار به اصطلاح فیلمنامه خود را بازنویسی کرده سوگند، به بازیگری که در حسرت پیدا کردن یک طرفدار همیشه در جیب خود خودکار و کاغذ دارد سوگند، به ناشری که اسم خود را برای انتشاراتش گذاشته سوگند، به داوری که خودش به خودش بر روی سن جایزه میدهد سوگند، به اون که جلو جلو کتابش را امضا میکند سوگند، به اون که بعد چهل سال لو رفته سوگند، به کسی که خط نوشت تا خر کند خنده سوگند، به چیزی که به ذهنم نمیاد سوگند، به دیمیتری ایوانوویچ مندلیف(!) سوگند، به اون جایی (که) برای زیر هجده سال نیست سوگند، به دراز خاک بر سر خسته و اژدر پشمک به سر سوگند، به اون شهرداری که فراش ها رو برای تعطیلات به هاوایی برد سوگند، به اون بدبوی بدرنگ سر سفره های مردم سوگند، به اون خوشه های خشم (2) سوگند، به اون شرکتی که به اسم king دوازده هزار تومان جیب مردم رو خالی میکنه و بعد میفهمی king مال شرکت پرند هست سوگند، به اون سفیری که ماهی هفتاد هزار تومان میگیره سوگند، به اون سریالی که ملت هر قسمت که میبینند میگن اه چقدر کشش میده و هفته بعد باز چهار چشمی به تلویزیون زل میزنند سوگند، به اون ب.ب که برای مبتکران شیمی دو مینویسه و خیلی یخه سوگند (ببنید به کجا رسیدم که به اون هم سوگند میخورم)، به هاتوک ملیف سوگند و به آپولو که خودم هم نمیدانم که چرا اسم وبلاگم این است سوگند

سوگند میخورم که دیگر هیچگاه برای هیچ چیز بیهوده، بی جا سوگند نخورم

+ نوشته شده در یکشنبه نهم اسفند ۱۳۸۸ساعت 22:56 توسط ایمان لطفیان |

برچسب: نویسنده: ماهان حکیمی تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 7:03

صفحه بندی